غضنفر یه پتو می خره که عکس دو تا پلنگ روش بوده
شب با تفنگ دولول میره زیر پتو !!!
معلم فلسفه یک صندلی می گذاره وسط کلاس
و به شاگردانش میگه : شما باید یک مقاله بنویسید
و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد !
یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش
و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره!
می دونید چی نوشته بوده ؟
…
…
…
نوشته بوده : کدوم صندلی ؟!!!
غضنفر یه رستوران باز می کنه
ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده
بهش میگن چرا همین جا غذا نمی خوری ؟
میگه : آخه نامرد خیلی گرون میده !!!
غضنفر می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره
با خودش فکر می کنه ، میگه : الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین
شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه ، یا بگه نردبون ما شکسته ،
یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم.
خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه
همسایه میاد دم در میگه : بله بفرمایید…
غضنفر میگه : برو بابا شما هم با این نردبونتون !!!
زن اولی : این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده هستند !
زن دومی : چی شده ؟
زن اولی : مثلاً این شوهر من ، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم
آخرش هم قبول نکرد که نکرد !
زن دومی : خوب چی رو داشتی براش توضیح می دادی ؟
زن اولی : این که من آدم پر حرفی نیستم !!!
قل مراد : غضنفر چرا دستت شکسته ؟
غضنفر : دیروز روی یه دیوار بلند راه می رفتم
که یه دفعه دیوار تموم شد !!!
ز غضنفر می پرسن : نظرت راجع به مار چیه ؟
میگه : حیوون خیلی خوبیه !
اما حیف که همش دُمه !!!
برچسب:
نویسنده: ATM