خرید بک لینک

 

غضنفر یه پتو می خره که عکس دو تا پلنگ روش بوده

شب با تفنگ دولول میره زیر پتو !!!


 

معلم فلسفه یک صندلی می گذاره وسط کلاس

و به شاگردانش میگه : شما باید یک مقاله بنویسید

و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد !

یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش

و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره!

می دونید چی نوشته بوده ؟



نوشته بوده : کدوم صندلی ؟!!!


 

غضنفر یه رستوران باز می کنه

ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده

بهش میگن چرا همین جا غذا نمی خوری ؟

میگه : آخه نامرد خیلی گرون میده !!!


 

غضنفر می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره

با خودش فکر می کنه ، میگه : الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین

شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه ، یا بگه نردبون ما شکسته ،

یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم.

خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه

همسایه میاد دم در میگه : بله بفرمایید…

غضنفر میگه : برو بابا شما هم با این نردبونتون !!!


 

زن اولی : این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده هستند !

زن دومی : چی شده ؟

زن اولی : مثلاً این شوهر من ، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم

آخرش هم قبول نکرد که نکرد !

زن دومی : خوب چی رو داشتی براش توضیح می دادی ؟

زن اولی : این که من آدم پر حرفی نیستم !!!


 

قل مراد : غضنفر چرا دستت شکسته ؟

غضنفر : دیروز روی یه دیوار بلند راه می رفتم

که یه دفعه دیوار تموم شد !!!


 

ز غضنفر می پرسن : نظرت راجع به مار چیه ؟

میگه : حیوون خیلی خوبیه !

اما حیف که همش دُمه !!!


برچسب: نویسنده: ATM تاريخ: جمعه 14 مهر 1391 ساعت: 2:17

صفحه بندی